پروژه بن - بروجن برخلاف رویکرد ملی در برابر تنشهای بین استانی
بیآبی بخش اعظم حوضه زایندهرود را دربرگرفته و خسارات زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی زیادی را به بار آورده است. آثار جدی بیآبی در حوضه آبریز زایندهرود که در نتیجه آن باعث خشکی رودخانه و تالاب گاوخونی شده است

محمد یوسفی شاتوری
بیآبی بخش اعظم حوضه زایندهرود را دربرگرفته و خسارات زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی زیادی را به بار آورده است. آثار جدی بیآبی در حوضه آبریز زایندهرود که در نتیجه آن باعث خشکی رودخانه و تالاب گاوخونی شده است، امروزه با کاهش منابع آبهای زیرزمینی در حوضه، فرونشست زمین، کاهش کیفیت آب و تخریب اکوسیستم سبب شده تا امنیت، ثبات، توسعه و رفاه ساکنان منطقه را دچار مخاطره کرده و با دستاندازی انسانی در این حوضه بر گستره و ژرفای بحران آب افزوده است.
ازآنجاکه یکی کارویژه حکومتها تأمین آب بخشهای مختلف در نقاط بحرانی است. در بعضی موارد، آب بهعنوان منبعی راهبردی و حیاتی موجبات تنش و درگیری ساکنان مبدأ و مقصد انتقال آب را فراهم میکند. طوری که حکومتها تنها نیروی قهری قادر به اجراییکردن مدیریت آب در این حوزه جغرافیایی پیچیده بودهاند؛ امروزه نیز جزئی از همان تاریخ طولانی است، با این تفاوت که با توسعه صنعتی و اقتصادی استانهای واقع در فلات مرکزی، نیاز به آب در این مناطق روند افزایشی داشته و متعاقب آن مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز پیچیدهتر از قبل شده است.
در همین راستا، پروژه انتقال آب بن - بروجن باهدف تأمین آب آشامیدنی و بهداشتی بیش از نیمی از مردم چهارمحالوبختیاری آن هم در یک دوره حساس بیآبی که حوضه پشت سر میگذارد، نمیتوان آن را از نظر کارشناسی توجیه کرد. این طرح که همزمان با سفر رئیسجمهور به استان چهارمحالوبختیاری افتتاح شد، برخلاف رویکرد ملی در برابر تنشهای بیناستانی است و نیازمند یک بازنگری است. طوری که میتوان با بازنگری در سیاستها، برنامهها، قوانین و رویکردها در حوضه آبریز زایندهرود که لازمه آن یک حکمرانی مطلوب آب است، از تنشهای بیناستانی در زمینه انتقال آب بن - بروجن جلوگیری کرد و بهعنوان راهکار اولیه، میتوان مسیر را برای کاهش آبی استانهای مقصد به منابع آبی انتقالی فراهم آورد. یعنی میتوان با بهینهسازی مصرف آب در حوزههای کشاورزی، صنعتی و شرب با استفاده از دانش و تکنولوژی مدرن در کنار همراهی مردمان محلی با دانش بومی اقدامی مؤثر در جهت پیشگیری و نه درمان خواهد بود؛ بنابراین، به نظر میرسد کاهش نیاز به آب انتقالی از حوضه آب زایندهرود، اصلی است که باید تمام راهکارها ذیل آن طراحی و اجرا شود. اتخاذ رویکرد ملی بهجای تنشهای محلی و بین
استانی، بهینهسازی مصرف آب در تمامی حوزههای کشاورزی، صنعت و شرب در استانهای مرکزی کشور، در کنار پروژههای بدیلی بهمانند انتقال آب از حوضه خلیجفارس و دریای عمان، میتواند راهگشای مسائل در حوزه انتقال آب باشد که هریک از این راهکارها در خود جزئیاتی دارند که بدون توجه به آنها کلیت آن به خطر خواهد افتاد.